عشق اول

3:37 AM Posted by Mahmos

سلام به همه اونایی‌ که اینو میخونن، راستش همانطوری که تو توضیحات گفتم من اصلا بلد نیستم با این کارا دست و پنجه نرم کنم، اول از معرفی‌ خودم شروع می‌کنم، پسری هستم ۲۴ ساله، دانشجو هستم، سالهاست که تنها زندگی‌ می‌کنم به دور از خانوادم، سالها دنبال خوشحالی‌ و خوشبختی‌ و اونی که واقعا دنبالش بودم می‌گشتم، تا یک روز خیلی‌ خیلی‌ اتفاقی‌ و تصادفی وارد زندگی‌ هم شدیم، ما هم مثل خیلیهای دیگه از طریق اینترنت وارد زندگی‌ هم شدیم، کیلومترا و مرزها فاصله بینمون بود، با چندبار صحبت تو اینترنت دل رو دادم رفت، آغاز احساس دلتنگی‌ بعد از هربار صحبت با اون، و خوشحالی بیش از حد هنگام صحبت با اون، و خیلی‌ از حس‌های قشنگ و قریب دیگه‌ای که خیلی‌ها تجربه کردن، این مقدمه کوچیک رو گفتم که بگم اینجارو واسه اون ساختم، اما خودش نمیدونه، هیشکی نمیدونه، جز خودم، واسه دل خودم روز نگاری می‌کنم، بی‌ شیله پیله، بدون دروغ می‌خوام اینجا از هر روزم که با اون می‌گذره بنویسم، شاید یک روز به اون هم بگم که اینجارو بخونه، خیلی‌ دوسش دارم، اون هم من رو، داستان ما کمی‌ با داستان‌های دیگه فرق داره، نمیگم تکه نه، اما کمی‌ فرق داره، اما صد درصد زیاد هستند شبیه به ما، ایشالا روز به روز بیشتر آشنا میشیم باهم، اصلا شایدم کسی‌ نخونه اینرو، مهم نیست، اینرو واسه دل خودم دارم اینجا ثبت می‌کنم، می‌خوام ثبت لحظه‌هایی‌ رو بکنم که اولین بار هست در کنار یکی‌ به این شکل دارم تجربه می‌کنم. راستی‌ می‌خواستم این پست اول باشه، اما پست اول رو در ارتباط با اسم اینجا گذشتم، فعلا فکر می‌کنم همینا کافی‌ باشه، سعی‌ می‌کنم هر روز بگم.


خوشحال باشید و عاشق

آرام آرام در حال مردنیم

1:50 AM Posted by Mahmos


شعری از مارتا مدیروس (منسوب شده به پابلو نرودا ) ء ترجمه از اسپانیایی به انگلیسی: سوریندل دیول (شاعر آمریکایی) ترجمه از انگلیسی به فارسی : عبداللطیف عبادی


کسی که بردهء عادات و رسوم خود شده است
کسی که هر روز ، زندگی دیروزش را تکرار می کند
کسی که گامهایش را همواره آرام و یکسان بر می دارد
کسی که در زندگی اش خطر نمی کند
کسی که سکوت می کند
کسی که حتی از رنگ تکراری پیرهنش هم دل نمی کند
آرام آرام در حال مردن است

کسی که هیچ راه جدیدی را تجربه نمی کند
کسی که از دل سپردن و مشتاق شدن گریزان است
کسی که رنگ سیاه را بر سپید ترجیح می دهد
کسی که در سرش خیال و رویایی ندارد
کسی که کتابی نمی خواند
کسی که به آهنگ و ترانه ای گوش نمی سپارد
آرام آرام در حال مردن است


کسی که به سرزمنیهای دور سفر نمی کند
کسی که از وجود خویش لذتی نمی برد
کسی که قدر خود را نمی داند
کسی که یاری دیگران را نمی خواهد
کسی که همواره از بخت بد خویش می نالد
کسی که در انتظار بند آمدن باران نشسته است
آرام آرام در حال مردن است

زنده بودن فقط نفس کشیدن نیست
بیا همتی کنیم
بیا اندکی از مرگ بگریزیم
بیا کاری کنیم تا هر روز
احساس کنیم که هنوز هم زنده ایم
بیا از طاقت خود مشعلی برافروزیم
و قدم در راه خوشبختی گذاریم